تبليغاتX

خداوندا...

تقدیرم را زیبا بنویس,

کمکم کن آنچه تو زود میخواهی,من دیر نخواهم...

وآنچه را که تو دیر میخواهی,من زود نخواهم.

(دکتر شریعتی)

کامنتهای غیر اخلاقی به نام من از طرف من نیست این صد بار!

psycho1364@yahoo.com

برای خودم

کتاب

زندگی

خاطره

شعر

خاله زنکی

حرف حساب

داستان کوتاه

دختران قهرمان(فهيمه جونم)

4 تا ستاره مونده تا صبح

زن بودن(الهام جان)

ويولت

پرواز را به خاطر بسپار(نويد عزيز)

انسان جنايت و احتمال

وارش (هستي عزيز)

روزهاي خاكستري(سحر عزيز)

گيلاسي

روزمرگي هاي دخمله بابا

كرم كتاب

ني روحاني

روزهاي خاكستري من

نوشته هاي يك جوان ايراني(اميد عزيز)

علي اقا(عمو علي)

دكتر قضاوت

پازل زندگي

پرواز به سوي پروردگارم

شانتال

صدرا و داداش مهربونش

آست

بادبادك (مستانه)

بانوي شمشير به دست

زلزله(هوووووووووو جون)

مهسا دم بخت

ممول جون

منا خوشگله

سيلويا مهربون

خاله دريا

دايي ارسلان

نازنين ناز نازي

یادداشت های دختر دستفروش مترو

مثلث مرگ!

ارزو

تك نوشته هايي در گذر زندگي

خاطرات زهرا

زن معمولي

بوف بينا

شوكولات تلخ

مرده شور خونه

مدام نامه

روانپريش جون

روياي خيس

يكي از ارش ها

صباي نجيب

پريا

روح سرگردان

ريشه هاي اسمان

برف بازي

نامتناهي دكتر مهرنوش

سارا و عشقوليش

خضر نبي

اسمش چي بود؟

ضد خاطرات

ويولن كوچك

خانم مارپل

دختر کوچولوئه یاغی

گل خونه

پروفایل من!

RSS 2.0
خطاطي نستعليق آنلاين

Designed By Helium



pink love

 

Avril-Lavigne :Pink Sapphire Ring

هر وقت دیدید رابطه تان خیلی گوگولی مگولی است…هر وقت دیدید طرف زیادی با حرف های شما موافق است. که در بست تاییدتان میکند. که اصلا با هم جر وبحثتان نمیشود . که برای هم کادو های صورتی رنگ  میخرید و میگذاریدشان توی گنجه که بقیه ببینند.که با هم پشت ویترین عروسک فروشی ذوق میکنید . که طرف همه اش به شما توجه میکند که نمیتواند دوریتان را تحمل کند و هر نیم ساعت یکبار به شما تلفون میزند….

خیلی از این ها نشانه عشق نیست.خیلی از اینها نشانه اینست که ما نمی توانیم حرف هایمان را به هم بزنیم.که نمی توانیم مثل دو تا ادم بالغ یک رابطه بالغ را پیش ببریم.خیلی از این علائم نشانه بیماری یک رابطه است.نشانه اینکه یک چیزی توی این رابطه دروغ است.یک چیزی توی این رابطه سر جایش نیست.که یکی از ما دونفر یک مشکلی در بیان کردن احساس هایش دارد.یا خیلی میترسد.یا احساس نا امنی دارد.

اگر ما زن ها ادای بچه در میاوریم برای اینست که نمیتوانیم احساساتمان را به شکل زنی بالغ بیرون بریزیم.خجالت میکشیم.اگر رابطه زیادی گوگولی مگولی باشد یعنی یکی از ما دارد به خودش( حد اقل به خودش) دروغ میگوید.امکان ندارد رابطه ای بدون جر و بحث باشد.

یک کشو را که باز و بسته میکنی هزار تا غژ غژ میکند زیاد که روغن کارش کنی لباس ها به گند کشیده میشوند. …چطور دو تا ادم هیچ صدایی از کنار هم بودنشان در نمی اید؟حکایت همان کشوی زیادی روغن کاری شده است.تق کار که در بیاید یک عالمه چیز های قشنگ که توی کشو بوده فاتحه اش خوانده است. همه ان کادو های صورتی رنگ…همه ان روبانهای  مامانی با عکس خرس های کوچک… زندگی توی ارامش زیادی یکجاییش اشکال دارد. حالا نه اینکه به جان هم بیافتید و همدیگر را له و لورده بکنید.اما یکذره خودتان باشید.حرف بزنید.مثل ادم های بالغ از هراستان از احساستان حرف بزنید.وگرنه این خانه عروسک که زندگی نیست.تئاتریست که بالاخره حوصله هر دو تا یتان را سر میبرد….اگر رابطه گوگولی مگولی دارید و سنتان بالای 16سال است بدانید که یک جای کارتان میلنگد و بهتر است قبل از اینکه  مجبور بشوید کل کمد را بیرون بیاندازید نگاهی بکنید و ببینیند کدام یکی از کشوها را زیادی روغنکاری کرده اید.

88/11/18 توسط روانی شیطون بلا |

رها رها رها من

 

1

ای پرنده مهاجر،ای پر از شهوت رفتن/ فاصله قد یه دنیاست،بین دنیای تو با من/ تو رفیق شاپركها،من تو فكر گلمونم/ تو پی عطرگل سرخ،من حریص بوی نونم

88/11/15 توسط روانی شیطون بلا |

تعطیلات

۱-روزها داره خیلی سریع میگذره و چقدر این گذر زمان ملموسه! گاهی وقتها فک میکنم که اگه یه مسیریو پیاده برم میتونم لذت دیدن ادمهای جدید و مناظر جدیدو داشته باشم و بهشون فک کنم ولی اگه سوار ماشین تند از مسیر بگذرم نه تنها چیزی از اطرافمونو حس نمیکنم و فقط میتونم منتظر رسیدن به مقصد بشم حتی شاید خیلی چیزارو زیر لاستیک ماشین له کنم بدون اینکه فرصت داشته باشم اونارو ببینیم!

ما الان سوار همون ماشین تندروهه هستیم. ماشین هایی که از هم سبقت میگیرن و حتی تصادف هم نمیکنن که باعث وقفه ای کوتاه بشه در این گذر بی وقفه!ماشین هایی که انگار ترمز ندارن......

کاش میشد دوچرخه سوار شد و سوت زنان از مسیر زندگی عبور کرد! هوا اونقدر خوبه که حیفه خودمونو تو ماشین هایی با پنجره بسته حبس کنیم

شیشه رو بده پایین..............

هوارو بکش تو ریه هات.............

۲-یادش بخیر من از اون پاکن های که شکل پا است چنتا داشتم با اون پاکن هایی که باهاش میشد مهر زد. هی هی چه دلخوشی هایی داشتیم ای تف به این زندگی

 

۳- کامنت ساسان توی پست قبل منو پرتاب کرد به پارسال همین موقع ها! کی فکرشو میگرد زندگی با گذشت یک سال اینقدر شیرین بشه! اینجا  و اینجا . بعدش یادمه یه بار زلزله برام کامنت گذاشت که سال دیگه این موقع وقتی یاد این روزات میکنی خنده ات میگیره!!!!! واقعا چه استرس هایی تحمیل کردم به این تن و بدن بچه هایی که کنکور دارین ایشالا به سلامت میگذره اصلا به خودتو استرس وارد نکنید

۴- این روزها که کار من شده خواب- کتاب خوندن- کارتن دیدن-مهمونی رفتن- خرید برای مراسم عقد  داداشه و.....>(چیه توقع ندارین که کل زندگیو بگم براتون خوب شاید بد اموزی داشته باشه)

این کتابارو از انقلاب خریدم

1

 همراه با این کارتن ها

 

 اقاهه میگفت برای چه سنی کارتن میخوای ؟ منم گفتم برای سن خودم

2

شیرینی هم درست کردم از نوع باسلوق خوشمزه(سریع خورده شد وقت عکس گرفتن نداشتم)

 

۵- ناديده مگير مراکه « من »...ادامه ی ناگزیر « بي تويي »است و « شب »بهانه های بی وقفه رفتن در طلوعی كه در آستانه ترديد كرده است ...

88/11/08 توسط روانی شیطون بلا |

حس خوب زندگی

 

فکر نکنی چیزی برای نوشتن  نیست ها.....نه 

هست!

هر روز پستهای ثبت موقتم زیاد و زیادتر میشود

اما خسته بودم

دی ماه برایم سخت گذشت خیلی  سخت و پر استرس

فقط امتحانا نبود! خیلی چیزا که نمیشه گفت به هیچ کس نمیشه گفت!

میخواستم فقط بخوابم  بخزم زیر پتو و زانویم را در بغل جمع کنم و فقط اهنگ گوش بدم

اما رفتم برف بازی

و چقدر جیغ کشیدم .... شادی کردم  ...سر خوردم ...در برفها گیر کردم  ... برای انهایی که تماشایمان میکردم شکلک در اوردم..............توی چند ساعت زندگی کردم.... شدم همون دختر بچه شاد همیشگی....... انگار اشعه های بی جون خورشید گونه هامو میبوسید

شب تو خونه به شوفاژ چسبیده بودم و عکسها را نگاه میکردم و احساس کردم فقط به همین شادی و جیغ و بی خیالی  احتیاج  داشتم....

.

.

.

خدایا

من هنوز کلی کتاب نخونده دارم

هنوز جاهایی هست که ندیدم

هنوز عطر تن خیلی از ادمها رو یک نفس عمیق نکشیدم

هنوز مامان نشدم

هنوز کلی کار نیمه تموم دارم

هنوز....

پس خدایا یادت باشه که بهم وقت زیادی ندی چون اگه وقتم زیاد باشه همش میگم وقت هست

من وقت کم میخوام

کم باشه اما مفید

یادت که نمیره؟

.

.

.

از اینکه در اغلب داستان های کهن ما پسر  -یا دختر- کوچکتر خانواده از بقیه زرنگ تر است منظور چیست؟

فکر می کنم نه به خاطر واقعیت این مطلب (که شاید گاهی هم درست باشد) و بیشتر به سبب این بوده که بگوید: به کوچکی خود ننگر، عظمت روحت راببین.(یک جایی خونده بودم)

.

.

.

خسته بودم  چنتا اتفاق بد برام در مدت ۲ ساعت افتاد و من رسما منهدم شدم.....نشستم توی محوطه دانشگاه روی نیمکت و اشکام سرازیر شد! یهو صدای بند گریه ام توی محوطه خالی پیچید....غروب بود هوای خاکستری دلگیر...نمیتونستم بلند بشم و خودمو تا مترو برسونم.....دستم رفت سمت گوشیم و شماره دوستمو گرفتم برداشت و من فقط گریه کردم و حرف زدم و اون گوش داد و گوش داد... تا من اروم شدم  ...واقعا اروم شدم بدون اینکه اون چیزی بگه! وقتی گریه ام بند اومد برام حرف زد آروم بود مثل همیشه مهربون بود مثل همیشه آروم شدم مثل همیشه

گاهی فقط  اینکه بدونی یکی حرفتو میشنوه و برا ش مهمی کافیه

مرسی فهیمه برای حضور همیشگی و گرمت

برف

88/11/04 توسط روانی شیطون بلا |

اخ جون

امتحان پر

88/10/30 توسط روانی شیطون بلا |

شب اخر

فردا اخرین امتحان است

خیلی خوشحالم

درس نخواندم ولی اضطراب هم ندارم

هنوز کثیفم

ارایشگاه لازمم

چند شبه درست نخوابیدم

امتحانا تموم بشه من چه برنامه ها که ندارم

88/10/29 توسط روانی شیطون بلا |

خدای اسمونها

پینوشت

خدایا من مثل همه شب امتحانای دوران لیسانس قول میدم که ترم دیگه مثل ادم درس بخونم فقط این ۲ تا امتحان اخری به سلامت بگذره و من مشروط نشم قول قول که درس بخونم و دیگه مثل همه ترمهای قبلی نرم دنبال شیطونی خدایا تو رو به ابلفزل من نمره بیارم

اعصاب ندارم

کثیفم

موهام تو هم پیچیده

درسام مونده

موبایلم خاموش شده و روشن نمیشه

فردا ساعت ۱۰ امتحان دارم

.................................................................................

۱-خدایا دمت گرم

۲-امتحان تستی بود ۸۰ تا سوال کلا دیشب نتونستم درست بخوابم ولی امروز شارژم

۳-موبایلم صب یکم از حال ترکیدگی خارج شد ولی وقتی برای امتحان خاموش کردم دیگه روشن نشد

ا۴-گه شما امروز حدودای ۱۲ یه دختری با پالتو مشکی طرفای انقلاب دیدین که استینای بلوز ابیش تا سر انگشتاش  از زیر استین پالتو بیرون بود و درز مقنعه  کنار گوشش بود  و صورتش هم از کثیفی برق میزد و همینجوری برای خودش خوشحال بود و پله های مترو رو میپرید بدونید که موفق به دیدن من بعد از امتحان شدین

۵-فردا اخریشه

۶-کوچه

 

88/10/28 توسط روانی شیطون بلا |

امتحان دوم

بازی دخترونه ۱.............>

 بازی دخترونه ۲............>  کرمی

امتحان امروز بد نشد ۱۰ تا سوال تشریحی بود که باید انتخابی به ۸ تا جواب میدادیم منم یه بغل تقلب برده بودم با خودم که همش هم استفاده شد تازه از حضور مهروز عزیزم هم استفاده بهینه کردم و مهروز برای اولین بار در عمرش کلی تقلب روی کاغد نوشت و برای من فرستاد http://sl.glitter-graphics.net/pub/959/959266sk2bnp02of.png

امروز اسمم تو لیست بود به نظر میرسه فقط برای درس امار وارد نشده البته از اون ۲ تا درس دیگه بیخبرم حالا نامه فدایت شوم نوشتم برای تحصیلات تکمیلی ببینم چی میشه

 

امروز همه بچه ها میگفتن عجب گ.. هی خوردیم اومدیم ادامه تحصیل داشتیم مثل ادم زندگی میکردیما!!! من از اضطراب پای چپم گرفته بود و نمیتونستم درست راه برم یه چیزای شبیه اختلال تبدیلی گرفته بودم و دقیقا بعد امتحان خوب شد!!!!!!!!

پ.ن.۱مرسی از پریا و روشنک و یک نفر دیگه به دلایلی که خودشون میدونن

پ.ن.۲فعلا تا هفته دیگه ۳ و ۴ شنبه ازامتحان خبری نیست که نیست

 پ.ن.۳  امید برگرد

پ.ن.۴ دوستون دارم

88/10/23 توسط روانی شیطون بلا |

ای بابا

اولی را گند زدم  تازه استاد هم دید جزوه باز کرده بودمبعد برای نمک ماجرا حتی اسمم توی لیست که باید امضا میکردیم نبود!!!  یعنی انگار نه انگار یه انتخاب واحدی بوده!بعد دوباره واسه اینکه نمکش زیاد بشه تحقیقی که فردا باید بدم به استاد خانوم تاییست تایپ نکرده بود. الان لازمه بگم که فردا از یک کتاب ۶۰۰ صفحه ای امتحان تشریحی دارم و تازه رسیدم خونه؟

88/10/22 توسط روانی شیطون بلا |

مای گاد

Click to view full size image

خدایا من که میدونم خیلی دوسم داری پس بیا هفته دیگه که امتحان های من شروع میشه ثابت کن که ارحم الراحمین هستی

88/10/17 توسط روانی شیطون بلا |